همه ما مجید مجیدی را با اسمهایی مانند «آواز گنجشک‌ها»، «بچه‌های آسمان»، «رنگ خدا»، «باران» و «بید مجنون» می‌شناسیم.


فیلم‌های او همانگونه که در نام فیلم نیز نشان داده شده‌اند، حامل پیام‌ها و مضامینی توحیدی، معنوی و دعوت حریت و انسانیت است. خود مجیدی در رابطه با درون مایه اصلی فیلم‌هایش می‌گوید: «بدون تکیه به معنویت، آنچنان که در جای جای جهان می‌بینیم انسان‌ها، گرگهای درنده‌ای خواهند شد که درندگان وحشی نیز شرمنده ددمنشی‌های آنانند.

در شرایطی که جای خالی «خدا» بیش از هر زمان و عصری احساس می‌شود و تاریخ گواه آن که بدون خدا، هر عملی مباح و آزاد است، باید آزادگان نگران باشند، و از آن میان، هنرمندان آزاده. در این صورت چه باک از برچسب «تکرار» که اگر تکرار «مذموم» بود و ناپسند باید اولین اعتراض و بزرگترین اعتراض را به پیامبران نمود که در طول اعصار و قرون، همه، سخن تکراری بر زبان رانده‌اند و پیام تکراری «بازگشت به معنویت» را سر داده‌اند».

مجیدی از جمله چهره‌های سرشناسی است که در سال ۸۶ با صدور بیانیه‌ای، توهین سروش به پیامبر(ص) را محکوم کرد. مجیدی در بخشی از آن بیانیه می‌گوید: «آن روز که جشنواره فیلم دانمارک را به خاطر بی‌حرمتی به پیامبر مهربانی کنار نهادم، بسیاری آن اقدام را سیاسی و حکومتی خواندند. در دنیای آلوده امروز کار به جایی رسیده که ارزش‌ها ضدارزش شمرده می‌شود و ضدارزش‌ها، ارزش. هر عملی چون به مزاج ما خوش نیاید در توهم خویش به جایی منسوبش می‌کنیم. اگر کسی از اعتقاد و باورش دفاع کند وابسته خوانده می‌شود و اگر آسوده بنشیند تا به مقدساتش بدترین توهین‌ها و ناروایی‌ها صورت گیرد، آزاده‌ است».

در طول چند دهه فعالیت سینمایی در هنر هفتم، چند ویژگی در شخصیت مجیدی برجسته شده است که او را از دیگران ممتاز می‌کند. اول اینکه او یک کارگردان سازنده آثار فاخر است و گیشه‌ای ساز نیست. دوم اینکه شخصیت بین المللی و شناخته شده در مجامع هنری جهان است که تاکنون بالغ بر ۳۰ جایزه از جشنواره‌های مهم بین المللی دریافت کرده است. سوم اینکه مجیدی صرفا با تکیه بر هنر متعهد بود که توانست جوایز جشنواره‌های خارجی را دریافت کند نه هنر جشنواره‌ای به معنی خاص کلمه. چهارم اینکه هنر مجیدی ضمن اینکه سیاست را می‌فهمد، سیاست زده نیست. اما آن گسل اصلی میان مجیدی و دیگران که دلیل نگارش این یادداشت نیز هست، کارگردانی فیلم «پیامبر» توسط اوست.

توهین‌های مکرر محافل رسانه‌ای و هنری غربی به پیامبر (ص) و دین اسلام در کنار حوادث تروریستی پاریس و کپنهاگ و سیدنی و چپل هیل که همگی آنها تصویرسازی خشن و بی رحم از اسلام را در دستور کار دارند، در کنار اینکه بالفعل تهدید محسوب می‌شوند اما می‌توانند بالقوه فرصت باشند. فرصت از این منظر که اسلام از بایکوت خارج شده و تبدیل به «مسئله» افکار عمومی غربی و بین المللی شده است. پیام رهبر انقلاب به جوانان اروپا و آمریکا از این زاویه قابل تعریف و اهمیت سنجی است که رقیب آن را به خوبی درک کرده و این پیام مهم را در دستور کار بایکوت خود قرار داده است.

بنابراین پیام رهبر انقلاب به جوانان غرب، افق کار را برای همه ارکان فرهنگی و دیپلماسی عمومی و بخصوص هنر متعهد را به وضوح مشخص می‌کند. لذا از میان همه ظرفیت‌های موجود برای ایفای نقش فعال در عصر معرفی اسلام رحمانی به جهانیان، به نظر می‌رسد کارگردان فیلم پیامبر، با عنایت به ویژگی‌هایی که از وی برشمرده شد، این پتانسیل و توانایی را دارد که پیام اسلام اصیل را در همه قالب‌ها از یک عکس ساده با هشتگ #Letter۴u گرفته تا یک بیانیه حمایت آمیز گرفته تا یک مصاحبه با رسانه‌های خارجی گرفته تا یک سفر نمادین گرفته تا ساخت آثار تصویری با موضوع محتوای نامه گرفته و تا اشکال گوناگون، به گوش جوانان اروپا و آمریکا برساند و در این نقطه عطف، نقش محوری بازی کند؛ نقشی که می‌تواند نقش پیام رسان برای جوانان اروپا و آمریکا باشد.



تاريخ : ۱۳٩٤/٢/٦ | ٦:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی مومنی | نظرات ()
  • وبلاگ شخصی | بن تن