ماجرای شاگرد اولی شهید صیاد شیرازی در آمریکا

شهید علی صیاد شیرازی در تیرماه ۱۳۶۵ با پیشنهاد آیت‌الله العظمی خامنه‌ای به فرمان امام خمینی(ره) به عضویت شورای عالی دفاع منصوب شد و در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۶ به درجه سرتیپی ارتقا یافت. عمده شهرت سرتیپ صیاد شیرازی در دنیا به واسطه حضور در عملیات مرصاد به عنوان فرمانده است. در سال ۶۷ که مجاهدین خلق (منافقین) با حمایت نیروهای عراقی مرزهای غرب ایران را مورد هجوم قرار گرفته داده بودند، صیاد شیرازی آن‌ها را در عملیاتی تحت عنوان مرصاد شکست داد و ضربه‌ای سخت به آنان وارد کرد. تمام رزمندگانی که در این عملیات حضور داشتند، حضور موثر صیاد را عاملی اصلی در پیروزی ایران در عملیات مرصاد می‌دانند. دلیل اصلی ترور این فرمانده در سال ۷۸ توسط منافقین نیز توسط خود آن‌‌ها حضور فعال شهید صیاد در عملیات مرصاد که نتیجه آن کشته شدن بسیاری از منافقین بود برشمردند.

شهید صیاد می‌گفت من حسن را خیلی دوست دارم


سردار شهید حسن تهرانی مقدم از دوستان و همرزمان سپهبد شهید علی صیاد شیرازی بود و این دو همیشه در عرصه‌های مبارزه چه در زمان جنگ تحمیلی و چه بعد از آن در داخل مرزهای جمهوری اسلامی با فعالیت‌ها و مبارزات بی نظیرشان خوش درخشیده‌‌اند. هر دو از سرداران شهیدی هستند که در جهادی بعد از هشت سال دفاع مقدس به شهادت رسیده‌اند. شهید صیاد شیرازی و شهید حسن طهرانی مقدم به واسطه همکاری های مختلفی که داشتند خاطرات مشترکی نیز با هم ساخته و ماندگار کردند. سردار امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران رابطه آن‌ها را اینگونه روایت می‌کند و می‌گوید: «اخلاق و زبان حسن طهرانی مقدم، حلال مشکلات و برطرف کننده موانع بود. در همان سال ۶۱ که مسئولیت توپخانه را به همراه شفیع زاده برعهده گرفت، بیشترین ارتباط و نزدیکی را با شهید بزرگوار صیاد شیرازی داشت به گونه ای که در طول سال‌های دفاع مقدس، هروقت صیاد شیرازی، بنده و دیگر دوستان را می‌دید می‌گفت مراقب حسن باشید. شهید صیاد می‌گفت من حسن را خیلی دوست دارم چون تعصب او به نظام و تعصب ملی او، فراتر از تعصب سازمانی است.»

ما از کانال شهید صیاد شیرازی وارد عرصه توپخانه شدیم


شهید طهرانی مقدم نیز ارادت بسیاری به مرد متواضع و مقتدر ارتش، صیاد شیرازی داشت و در یکی از سخنرانی‌های خود در سال ۸۷ است در جمع پیشکسوتان توپخانه و موشکی سپاه ایران درباره این شهید والامقام می‌گوید: «من به نیکی و بزرگی یاد می‌کنم از شهید صیاد شیرازی، درآن زمان برتری درجبهه‌ها مطلقاً با تیپ‌های ۹ گانه سپاه بود و کسانی که می‌جنگیدند بچه‌های تیپ‌های سپاه بودند که بعداً این تیپ‌ها تبدیل به لشگر شدند. برتری ارتش در دو بخش بود یکی در بخش‌های هوایی و هوا نیروز و یکی توپخانه و ارتش حاضر نبود تحت هیچ شرایطی این برتری را از دست بدهد و وارد شدن ما به عرصه برتری ارتش خط ممنوعه‌ای بود که در آن زمان، علی رغم میل باطنی بسیاری از فرماندهان ارتش شهید صیاد شیرازی با همت و مردانگی و افق بلندی که داشتند این سد را شکستند و ما از کانال شهید صیاد شیرازی وارد عرصه توپخانه شدیم و به دستور شهید صیاد شیرازی وارد ارتش شدیم و اولین دوره عالی توپخانه را آموزش دیدیم و با مفاهیم توپخانه آشنا شدیم.»

ماجرای شاگرد اولی شهید صیاد شیرازی میان افسران اعزامی رسته توپخانه در آمریکا

و در بخش دیگری از این سخنرانی نیز خاطره ای بازگو کرده و می‌گوید: «خاطره ای هم از شهید صیاد شیرازی خدمت عزیزان بگویم. ایشان شاگرد اول دوره آموزشی افسران اعزامی کشورهای خارجی به آمریکا در رسته توپخانه بودند. چندین کشور بودند که افسران خود را برای آموزش به آمریکا می‌فرستادند از ایران هم شهید صیاد شیرازی توسط سرلشگر مین باشیان اعزام شده بودند که در بین افسران کلیه کشورها ایشان شاگرد اول شدند. ایشان وقتی که به جلسه امتحان رفتند و امتحان برگزار شد و نتیجه‌ها آمد به نمره خودشان اعتراض داشتند چون نمره (A) نگرفته بودند شاگرد اول نمی‌شدند و یکی از شاگردهای کشورهای دیگر شاگرد اول می‌شد. مسئول آموزش گفتند دوباره امتحان می‌گیریم و شما با امتحان موفق حرف خودت را می‌توانی ثابت کنی.»

ایشان گفتند: «وقتی که وارد اتاق مسئول آموزش شدم سوال‌ها را برای من نوشتند و از اتاق بیرون رفتند و من شروع کردم به پاسخ دادن سوالات. در همان هنگام دیدم کتابی که از روی آن سوال طرح شده بود روی همان میز است در همین حین که وسوسه شدم برای باز کردن کتاب و نوشتن جواب‌ها پیش خودم فکر کردم که حتماً به من اطمینان کرده است که کتاب را این جا گذاشته است؛ با خودم جنگیدم و گفتم هیچ چیزی بهتر از پاکی و صداقت نیست و سوالاتم را نوشتم تا تمام شد. در همین هنگام بود که دیدم از پشت پرده بیرون آمد و من را نگاه کرد و گفت شاگرد اول واقعی تو هستی و می‌خواستم امتحانت کنم من یاد گرفتم که صداقت از آن مسلمان‌هاست و به شما افتخار می‌کنم. و آن شخص آنقدر با لذت از شهید صیاد حرف می‌زد و تعریف می‌کرد که حد نداشت. این شهید بزرگوار با این پاکی‌اش حتی در کشورخارجی این باب را باز کرد و ما توانستیم بچه‌های باهوش و با استعداد خودمان را به دوره عالی توپخانه و فرهنگ عالی و مفاهیم کلاسیک بفرستیم و اینچنین نیرویی وارد سپاه کنیم.»

/ 1 نظر / 8 بازدید
سعدی

لایک